خواندن درس این قرن

| 1585978970198

یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان می‌یابد. صدای پایان قرن سیزدهم که داشت در گوش تاریخ می‌پیچید، در سوم اسفند ۱۲۹۹، لشکر رضاخان میرپنج برای کودتا راهی تهران بود و به این ترتیب چهار سال از قرن جدید در دوران قاجار، پنجاه‌وسه سال در دوران پهلوی و باقیمانده دوره جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ یک قرن با سه حکومت.

ایران اما در این قرن تحولاتی بسیار افزون‌تر از سه حکومت به خود دیده است و طوفانی از سؤالات ما را در یک درصد پایانی این قرن در بر گرفته‌اند و گویی گذر از دریای مهیب تاریخ، به سوی قرن پانزدهم هجری شمسی، در گرو آن است که از پاسخ این سؤالات انبوه، کشتی بسازیم به سوی آینده. شاید دستور کار سال ۱۳۹۹ خواندن درس این قرن باشد؛ خوانشی در همه زمینه‌ها.

اول این قرن کجای تاریخ ایستاده بودیم؟ جامعه، سیاست، هنر، دولت، پزشکی، صنعت، علوم انسانی، اقتصاد، محیط‌زیست، فقه، قانون، ارتش، شهرها، روستاها، طبیعت و هر آن‌چه آن روز ایران و ایرانی خوانده می‌شد چه وضعی داشت؟

چه بر سر ما در این قرن رفت و ما خود چه کردیم؟ شورش، انقلاب، جنبش، تحصیل، استخراج نفت، مدرن شدن، نوسازی اندیشه‌ها، ضداستعمارگری، جنگ، اشغال‌شدگی، تورم، رکود، افتخار، تباهی و ... یا هر آن‌چه نام رخداد، تحول، تغییر یا کنشگری بر آن می‌نهیم.

ما کجای «هر چه هست» در این جهان ایستاده‌ایم؟ وضع ما، وضع حکومت، صنعت، پزشکی، شهر، پایداری، محیط‌زیست، اندیشه، افتخار، هویت، حاکمیت قانون، عدالت، آزادی و ... هر آن‌چه بودن ما را حالا و این‌جا می‌سازد،  اکنون چگونه است؟

ما به کجا می‌رویم؟ وضع زیرساخت‌ها، کیفیت زندگی، اخلاق، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی، امنیت ملی، قدرت نسبی ما در برابر دیگر کشورها و صنعت و تجارت‌مان در ادامه مسیری که یک قرن گذشته پیموده‌ایم، به کجا خواهد رسید؟

یک سال پایانی قرن چهاردهم را می‌شود کارزاری برای انجمن‌های علمی همه رشته‌ها؛ سرآمدان هنرها، علوم، صنعت و سیاست؛ اتاق‌های بازرگانی و اصناف؛ و هر دسته و گروهی دانست برای آن‌که یک قرن را در عرصه تخصص و منافع خود بازخوانی کنند.

سال ۱۳۹۹ فرصت کم‌نظیری است برای تعریف صدها رساله درباره «تاریخ هر چه بوده و هست»، هزاران مقاله و کتاب درباره آن‌چه انجام دادیم و بر ما گذشت؛ و ضرورتی است برای درک جایگاه‌مان در تاریخ، فراسوی هر خودکم‌بینی یا توهم خودبزرگ‌بینی؛ برای رسیدن به درکی واقع‌بینانه از آن‌چه هستیم، و سنجیدن کردارهای تاریخی درست و اشتباه‌مان.

سال ۱۳۹۹ فرصتی است تا مجلات این کشور شماره‌های ویژه بازخوانی درس‌های این قرن منتشر کنند. مجلات تخصصی گاوداری تا سیاست، کشاورزی تا علوم فضایی، علوم سیاسی تا معماری؛ در همه این عرصه‌ها می‌تواننند اول و آخر قرن را مقایسه کنند و به سنجش دست‌آوردها و از دست‌رفته‌های آن بپردازند.

سال ۱۳۹۹ مهلتی است برای بازخوانی کتاب‌ها، موسیقی‌ها، ساختمان‌ها، انتخابات‌ها، آدم‌ها، مصنوعات و هر آن‌چه از جنس شاهکارهای به‌یادماندنی است. آن‌ها که استوانه‌های هویت شده‌اند.

 

آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی، فرصتی برای بازنگریستن در هویت چهل‌تکّه برآمده از میراث متنوع قومی، مذهبی، زبانی، دینی، مدرن، جنسیتی و ... ماست. مدارا و مهربانی، صلح درونی و گشودگی به جهان، از درون این بازخوانی هویت‌ها فرصتی برای زادن و زیستن پیدا می‌کنند.

🔴 پیشنهاد

بیایید همه با هم، قرن حاضر را بازخوانی کنیم. ما ایرانیان در یک قرن گذشته آن‌قدر نهادها، سازمان‌ها، نخبگان و منابع خلق کرده‌ایم که قادر به این بازخوانی باشیم. آن قدر ایران برای همه ما عزیز هست که سفید و سیاه تاریخ‌اش را مرور کنیم.

بیایید قدرت و حکومت را هم به مشارکت در این بازخوانی دعوت کنیم. سازمان‌های حکومت بخش مهمی از این تاریخ را رقم زده‌اند و خود محصول این تاریخ هستند. ایرادی دارد که وزارت علوم دستورکارش در سال ۱۳۹۹ بازخوانی پیدایش و تحول علوم در ایران این قرن باشد؟ یا وزارت نفت و نیرو به تاریخ آب و انرژی مشغول شوند؟ و همین طور الی آخر. شرط این شراکت البته آن است که قدرت میل نکند «تاریخ به‌فرموده» بسازد و به میل، سیاه و سفید کند.

خوانش درس این قرن تا ابد ادامه خواهد داشت، اما این ماییم که تصمیم می‌گیریم در آخرین سال این قرن، از بازخوانی آن، توشه‌ای روشنی‌بخش برای قرن نو – قرن پانزدهم هجری شمسی – برگیریم، یا به سیاق گذشته، راه بسپریم به امید قضا و قدر.

جهت تاریخ در اسفند ۱۳۹۹ به کدامین سو خواهد بود؟

کرونا و درس این قرن

آن روز که یادداشت «خواندن درس این قرن» را می‌نوشتم؛ ابداً تصور نمی‌کردم خیلی زود ویروسی از راه می‌رسد که درس این قرن را برای ایرانیان مرور می‌کند و اصلاً یک پله بالاتر می‌رود و از ما امتحان می‌گیرد و حساب می‌کشد. کرونا درس این قرن را برای ما جمع‌بندی کرد. بگذارید برخی از این دروس را مرور کنم. کرونا به ما نشان داد:

در ساختن نظام اداری و حکومتی باظرفیت که اجزای آن بتوانند با یکدیگر همکاری بین‌بخشی لازم برای غلبه بر مسائل پیچیده داشته باشند، بسیار توسعه‌نیافته‌ایم.

در ایجاد نظام سلامت پیشگیری‌محور نه درمان‌محور، راه زیادی نرفته‌ایم؛ و هنوز عموم جامعه در درونی‌کردن رعایت اصول بهداشت فردی، مشکل جدی دارند.

ما فاقد رسانه‌ای ملی هستیم که دروغ نگوید، پنهان‌کاری نکند، عقلانیت را به سخره نگیرد، تابع منویات سیاسی نباشد و خود در نقش کاشف حقیقت و وجدان بیدار جامعه عمل کند نه آن‌که عاملی برای سرکوبی وجدان و مولد ابهام و عدم شفافیت باشد.

ما در ساختن جامعه‌ و حکومتی که اعتماد عمومی به آن در سطحی رضایت‌بخش و مولد انسجام اجتماعی باشد، سخت عقب‌مانده‌ایم.

ما در ساختن نظام اداری‌ای که در آن مقاماتش مقید به پروتکل‌های رسمی اداری باشند و برای مثال از درون جلسه برای خودنمایی، اطلاعاتی را توئیت نکنند، و برای نشان دادن مردمی بودن از کرونا گرفتن خودشان فیلم منتشر نکنند، بسیار عقب مانده‌ایم. ما هنوز فاقد نظام اداری‌ای هستیم که در آن مشخص باشد چه کسی چه اختیاراتی دارد و در صورت تخطی چگونه عقوبت خواهد دید.

ما کشور و دولتی در خور جمعیت هشتادوچهار میلیونی ثروتمند خلق نکرده‌ایم. نظام اقتصادی ما در چنین لحظاتی قادر به حمایت اجتماعی مؤثر از فقرای آسیب‌دیده از بحران نیست.

ما هنوز ظرفیت اداری و اجرایی لازم برای شناسایی ویژگی‌های شهروندان را نداریم تا به دقت بدانیم چه کسی آسیب‌پذیر است و چه کسی نیازمند کمک فوری دولت بر اثر بحران کرونا نیست. ما هنوز فاقد نظام حمایت اجتماعی هستیم.

ما هنوز به نظام ارتباطی و هماهنگ همکاری بین نهادهای دولتی و سمن‌ها نرسیده‌ایم و متأسفانه سمن‌ها هنوز به عنوان تهدید امنیتی زیر ضرب تردید و تشکیک و تهدید قرار می‌گیرند.

کرونا به ما آموخت یک کشور نباید همواره در شرایط برهه حساس و پیچ تاریخی باشد؛ نباید بیکاری‌ و تورم و رکودش در مرزهای بحران باشد و دولت‌هایش همیشه نقش آتش‌نشان ایفا کنند. همواره در یک پیچ تاریخی و برهه حساس بودن افتخار نیست، خطرناک است. فشار مضاعف یک بحران فراگیر مثل کرونا، مردم زیر ضرب را خسته‌تر می‌کند.

خوب نیست با جهان در تعارض دائم باشید. اگر در تعارض دائم باشید و به همراهی‌های حداقلی قدرتی نظیر چین وابسته شوید، حتماً در لحظه‌ای بحرانی قادر نخواهید بود مثل بقیه کشورها بر پروازها و ارتباطات با منشأ کرونا محدودیت قائل شوید.

برای زیستن در دنیای پرخطر و امروز باید دائم در شرایط مرزی و «الحمدالله خطر از بیخ گوش‌مان گذشت» نباشید. یک کشور هشتادوچهار میلیونی نباید نرخ بیکاریش دو رقمی باشد که با یک بحران کرونا، بیم افزایش بیکاری و ناتوانی اقتصاد ملی در تأمین بیکارشدگان، خطرناک جلوه کند.

نباید سرمایه اجتماعی، افراد مهم و تأثیرگذار و ظرفیت‌های فکری و فرهنگی را به سخره گرفت و نابود کرد. این‌ها در لحظاتی به شدت کارآمد می‌شوند. یعنی نباید #برنامه_نود و #عادل_فرودسی_پور را نابود کنید بلکه باید حفظ کنید تا در این لحظات بتوانید ده‌ها میلیون بیننده را پای تلویزیون بنشانید و پیام ملی را به آن‌ها منتقل کنید.

کرونا معلم یادآوری‌کننده یک قرن تحول اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی ماست. اگر درسش را فرانگیریم، خیلی زود دیر می‌شود.

 


افق اقتصاد

افق اقتصاد نشریه‌ای اقتصادی است با رویکرد تحلیلی-آموزشی مبتنی بر اقتصاد خلاق، هماهنگ و هوشمند.
در جهان چندوجهی تکیه و تأکید بر یک یا چند بُعد به تجربه و نتیجه‌ی کامل منجر نمی‌شود.
از این رو طبیعت، فرهنگ، دانش و خرد تجربه‌شده‌ی بشری در نگاه و خوانش ما از علم اقتصاد نقشی اساسی دارند.
در این افق، برآنیم تا جای ممکن با پرهیز از زبان زمخت و پیچیده‌ی این عرصه، باهم بیاموزیم، به کار گیریم و یافته‌ها را به اشتراک بگذاریم.
با این نگاه، حتا در جهان پرحادثه‌ی امروز «افق اقتصاد» برای‌مان روشن است.

نشریه‌ای اقتصادی است با رویکرد تحلیلی-آموزشی مبتنی بر اقتصاد خلاق، هماهنگ و هوشمند. در جهان چندوجهی تکیه و تأکید بر یک یا چند بُعد به تجربه و نتیجه‌ی کامل منجر نمی‌شود. از این رو طبیعت، فرهنگ، دانش و خرد تجربه‌شده‌ی بشری در نگاه و خوانش ما از علم اقتصاد نقشی اساسی دارند. در این افق، برآنیم تا جای ممکن با پرهیز از زبان زمخت و پیچیده‌ی این عرصه، باهم بیاموزیم، به کار گیریم و یافته‌ها را به اشتراک بگذاریم. با این نگاه، حتا در جهان پرحادثه‌ی امروز «افق اقتصاد» برای‌مان روشن است.