پرده پنهان پول

| 1585979462654

 

قسمت اول - تاکنون دربارۀ ماهیت و عملکرد اقتصادی و تأثیرات اجتماعی و اخلاقی پول سخن بسیار رفته، اما از زاویۀ مورد نظر ما به آن پرداخته نشده است؛ اقتصاد دانان تعاون طلب نیز بین خودخواهی و رقابت و سود و پول و درنتیجه بین پول و تعاون ارتباط نزدیکی یافته اند. مؤلف این سطور نیز از حدود ربع قرن قبل، با طرح جنبۀ واسطه‌ای و استتاری پول، به عنوان مانعی برای فهم میزان و عظمت همکاری میان آدمیان پرداخته، و لذا لازم است برای توضیح بیشتر و جلب توجه بیشتری از مخاطبان از سویی و تشویق جامعه شناسان، مردم شناسان و روان شناسان اجتماعی، به درگیری فکری با اثرات توهم زایی آن، کمی به این پدیده ظاهراً اقتصادی محض بیش تر بپردازیم.

دربارۀ تأثیر آگاهی در رفتار آدمی سخن بسیار رفته است. حتی اندیشه ورزانی که به شکل افراطی به شرایط عینی جامعه بها می دهند، منکر نقش تأثیرات آگاهی در تاریخ آدمی و سرنوشت طبقات و جامعه نیستند.

ر جامعۀ سنتی، انسان ها آگاهی دقیق تری از میزان مدیونی خود نسبت به دیگران دارند ؛ و این احساس دِین به خاطر درک فرهنگی و تاریخی درست تر آن ها از اهمیت و اثرات دائمی کمک دیگران، و فهم برخاسته از زیست در جامعه ای پر از شبکه عظیمی از انواع همکاری های مستقیم و به شکل آشکارتر است. امروزه از این احساس دِین حتی نسبت به افراد خانواده نیز در میان آدمیان بسیار کاسته شده است.

احساس طلب خواهی از جامعه و از دیگران حتی از خانواده، به جای احساسِ دین نسبت به آن ها دامنۀ فردگرایی، خودخواهی، خود شیفتگی و پرخاشگری را وسعت داده است. البته کاهشِ سریعِ احساسِ دین نسبت به دیگران و حتی والدین در ایران، به مسائل دیگری هم باز می گردد، که امیدوارم بتوانم آن را در جایی جداگانه مطرح کنم.

آموزه های فرهنگی نظیر : «کاشتند و خوردیم، کاریم و خورند». و سخن خردمندانۀ سعدی نشان از وجود چنین آگاهی هایی در میان مردمان در عصرهای گذشته است وقتی که می گوید:

«بکاشتند و بخوردیم و کاشتیم و خورند،

چو بنگری همه برزیگران یکدیگریم».

در جامعۀ سنتی کم و بیش همه می دانستند که: «همه بازیگران یکدیگرند». این آگاهی نسبت به «همکاری و تأثیر نقش های دیگران در زندگیِ من، و نقش همکاری مـن در زنـدگـی دیگـران» امروزه در حال خارج شدن از حوزه آگاهی های افراد است.

در جامعۀ کاسبکارانه غالباً بر این باورند که همگان برای پول کار می کنند؛ و بسیاری فرق است بین آن که می اندیشید وی برای دیگران و دیگران برای وی کار می کنند، تا آن که بر این باور باشد که برای به چنگ آوری پول می کوشد و به قول هدایت به دنبال پول می دود.

در جامعۀ سنتی ما یک مکتب دار، یک پاکار، یک چوپان، یک درودگر، حمامی و سلمانی (دلاک) و آهنگر  و بوجار می دانستند که دارند برای کشاورزان روستا کار می کنند، کودکان آن ها را درس می دهند، کشت آن ها را می پایند، دام آن ها را می چرانند، وسایل چوبی یا آهنی آن ها را می سازند و یا تعمیر می کنند و نیز بر این امر واقف بودند که هر یک از کشاورزان بخشی از کار و زحمت شان به خاطر آن ها است.

در گذشته حتی گدایان احساسِ دین بیشتری نسبت به متکدیان امروزی داشته اند. اگر بخشی از دعاهای طولانی و همیشگی و تکرار شوند، و پر سوز و گداز آنان برای رونق کارشان بود، اما بخشی دیگر از آن جا ناشی می شد که به عینه می دیدند که در حاصل کار پر زحمت و طولانی کشاورز و آهنگر و درودگر و غیره شریک هستند.

گدای امروزی تنها صدای سکه و یا رنگ اسکناس را می بینند نه ما به ازای کاری را که بخشندۀ این سکه یا آن اسکناس تحمل می کند یا نمی کند. لذا نه در چشمانش برقی از مهربانی وجود دارد و نه در دعاهایش شور و حالی از قدردانی. آن ها کاری به عرقریزان و بی خوابی و کار سخت و یکنواخت یا بی کاری و بی عاری و مال باد آوردۀ بخشندگان ندارند. در گذشته از این آگاهی همگانی هم حسی و هم دردی همگانی بر می خاست. البته آگاهی دردناک است، اما بهروزی جوامع در گرو وجود حسگرهای آگاهی بخشِ همگانی است.

پول ابزار یا هدف مبادله؟

چنین به نظر می رسد پول که ابزار واسطۀ مبادله بوده است، امروزه خود به هدف مبادله تبدیل شده و روابط انسان ها که رابطۀ دو طرفه و متقابل انسان ها با یکدیگر بوده است، به روابط انسانِ ( انسان / پول ) پول تقلیل یافته است. اکنون پول بر تخت هدف تکیه داده و انسان ها به ابزاری در جایگاه خدمت آن، خواهش و ستایش آن و اگر نگوییم پرستش آن ایستاده اند. اگر این وضعیت واقعیت داشته باشد، نشان می دهد که پول با وجود کارکردهای اقتصادی بسیارش، به دلایلی که در فرازهای قبلی به آن ها پرداخته شد، به رهیافت شناختی و ادراک آدمی از زندگی اجتماعی لطمات شدید وارد کرده و کارکرد مبادله را که به قول لوی اشتراوس از شئ مبادله شده مهم تر بوده است، به شدت کاهش داده است.

پول همچون حجابی اکبر بین فرد و دایرۀ اجتماعی وی (خود و دیگران) و بین انسان و طبیعت و بین انسان و جامعه و در نتیجه بین انسان و جهان هستی گاه دانسته و در بسیاری از موارد ندانسته، حایل ایجاد کرده است. پرده ای از جنس سیاه چاله ها که همۀ پرتوهای رنگارنگ فرهنگ بشری را جذب و تنها پرتو استاندارد شدۀ اقتصادی را باز می تاباند. فوکو گفته بود قدرت در روزگار ما برای صیانت از خود، خود را پنهان می کند. به نظر می رسد پول می تواند یکی از بهترین مخفی گاه های مافوق سری قدرت باشد.

پول، آینۀ قدی موج دار تمام نمایی است که همۀ اندازه های واقعی در نگاه ما به هم می ریزد تا اندازۀ خود را – که در روزگار ما – هم قد قدرت است به همۀ جهان بقبولاند.

از آن جا که شناخت آدمی از خود وابسته به شناخت وی از دیگران و شناخت و داوری دیگران دربارۀ وی می باشد و همچنین شناخت آدمی از خود وامدار شناخت وی از طبیعت و جامعه است، پول بر سر همۀ شاهراه های جهان تا کوره راه های سخت کوهستانی قرار گرفته است. در نتیجه همۀ راه های مبادله میان آدمیان و مبادلۀ فرد با طبیعت و جهان را در اختیار دارد. لذا فرد قادر نیست هستی خود را مطابق با امر واقع ادراک و ارزیابی کند. بنابر این حتی از خویشتن خویش نیز به دور می افتد. این وضعیت، سبب نوع ناشناخته ای از خود بیگانگی می گردد و اجازۀ خودشناسی و در نتیجه تصعید و خودشکوفایی را از آدمی می ستاند. در چنین وضعیتی، ممکن است احساسات و عواطف خودخواهانۀ کودکی در بزرگسالی نیز ادامه یافته و چه بسا که به خودشیفتگی مبدل شود.

از آن جا که پول در حوزۀ اقتصادی کارکردهای آشکار روان سازی و مقوی برای جامعۀ سرمایه داری ایفا می کند، کمتر کسی است که از عطایای آن در گذرد و به بقای آن بیندیشد ؛ و از آن جا که حرمت قدرت در آستین پول قرار دارد، چه بسا که به شکل ناجی و حلال مشکلات و به جای مقدسات بشری نشیند؛ و بالاخره این پرده و حایل های دیگری همچون دیوان سالاری و دنیای مجازی الکترونیکی مانعی بر سر شناخت های آدمی از واقعیت خود و جهان و هستی گردد.

پول هایل و حایل شناخت

به قول پرودون «واقعاً پول – این حجاب مستور و حایلِ هایل – عبارت از چیست؟»

پول متاعی است فی نفسه دارای ارزش که واسطه مبادلات است، مقیاس مشترک ارزش ها و متاع نمونه است، قابل ذخیره است، وسیلۀ نقل و انتقال آسان دارایی است.[۱]

مارکی دومیرابو ابداع پول را دومین کشف بزرگ انسان پس از اختراع خط دانسته است.[۲]

آدام اسمیت نیز معتقد است «پس از تقسیم کار هیچ بنیاد اقتصادی شاید به اندازۀ پول در تسهیل عمل مبادلات و در نتیجه ازدیاد ثروت عمومی مؤثر نبوده است. به عبارت دیگر پول، چرخ بزرگ دوران ثروت است»[۳].

پرودون می نویسد: « پول پر ثمرترین ساخته های هنر و نبوغ اقتصادی انسان و عامل همبستگی اجتماعی است… (حکم مثبت) ولی از طرفی پول نمونه بارز ارزش های ناپایدار و اعتبار بانکی جلوه ای از دروغ پردازی های زمانه و عامل تهی دستی گروهی از مردم و قدرت ناحق گروهی دیگر است. (حکم منفی)[۴]

واقعاً پول عبارت از چیست ؟ آیا غیر از شهروایی برای مبادلات است که وسیلۀ تسهیل داد و ستد و خرید و فروش اجناس می شود ؟ پول به خودی خود برای من بی فایده است. من آن را فقط برای خرج کردن می خواهم. نه آن را می خورم و نه آن را می کارم.»[۵]

پا نوشت ها:

 

[۱] هانری گارول، پول و مبادله، ترجمه مسعود قراگزلو، تهران، موسسه مطبوعاتی گوتنبرگ، ۱۳۴۱، صص ۱۲-۱۳

[۲] شارل ژید، شارل ژیست؛ تاریخ عقاید اقتصادی، ترجمه کریم سنجابی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰، جلد اول، ص ۲۹

[۳] همان منبع؛ صص ۱۰۹ و ۱۲۸

[۴] لویی بودن، تاریخ عقاید اقتصادی، ترجمه هوشنگ نهاوندی، تهران، مروارید، ۱۳۴۰، ص ۲۱۰

[۵] شارل ژید، شارل ژیست، همان منبع، ص ۴۸۹

 


افق اقتصاد

افق اقتصاد نشریه‌ای اقتصادی است با رویکرد تحلیلی-آموزشی مبتنی بر اقتصاد خلاق، هماهنگ و هوشمند.
در جهان چندوجهی تکیه و تأکید بر یک یا چند بُعد به تجربه و نتیجه‌ی کامل منجر نمی‌شود.
از این رو طبیعت، فرهنگ، دانش و خرد تجربه‌شده‌ی بشری در نگاه و خوانش ما از علم اقتصاد نقشی اساسی دارند.
در این افق، برآنیم تا جای ممکن با پرهیز از زبان زمخت و پیچیده‌ی این عرصه، باهم بیاموزیم، به کار گیریم و یافته‌ها را به اشتراک بگذاریم.
با این نگاه، حتا در جهان پرحادثه‌ی امروز «افق اقتصاد» برای‌مان روشن است.

نشریه‌ای اقتصادی است با رویکرد تحلیلی-آموزشی مبتنی بر اقتصاد خلاق، هماهنگ و هوشمند. در جهان چندوجهی تکیه و تأکید بر یک یا چند بُعد به تجربه و نتیجه‌ی کامل منجر نمی‌شود. از این رو طبیعت، فرهنگ، دانش و خرد تجربه‌شده‌ی بشری در نگاه و خوانش ما از علم اقتصاد نقشی اساسی دارند. در این افق، برآنیم تا جای ممکن با پرهیز از زبان زمخت و پیچیده‌ی این عرصه، باهم بیاموزیم، به کار گیریم و یافته‌ها را به اشتراک بگذاریم. با این نگاه، حتا در جهان پرحادثه‌ی امروز «افق اقتصاد» برای‌مان روشن است.